آيا قادريد در هنگام‌ بحران‌ها درست‌ و به‌ موقع‌ عمل‌ كنيد؟


خواهشمنداست به سئوالات زير با دقت پاسخ دهيد و سپس کليد مشاهده نتيجه را فشار دهيد.
 
1. با همسرتان‌ قرار گذاشته‌ايد كه‌ هفته‌اي‌ سه‌ شب‌، او ظروف‌ شام‌ را بشويد. يك‌ صبح‌، از خواب‌بلند مي‌شويد و در كمال‌ نااميدي‌ و دلخوري‌، مي‌بينيد كه‌ ظروف‌ كثيف‌ و به‌ هم‌ ريخته‌ شب‌ گذشته‌، درهمه‌ جاي‌ آشپزخانه‌ به‌ حال‌ خود رها شده‌اند. چه‌ مي‌كنيد؟
به‌ آرامي‌ و با ملايمت‌ به‌ همسرتان‌ مي‌گوييد كه‌ اگر او قبل‌ از خوابيدن‌، ظرفها را بشويد، خيلي‌خوشحال‌ مي‌شويد، چرا كه‌ صبح‌ با ديدن‌ آن‌ منظره‌ وحشتناك‌، واقعا، روزتان‌ خراب‌ مي‌شود.
بدون‌ اين‌ كه‌، حتي‌ يك‌ كلمه‌ با همسرتان‌ حرف‌ بزنيد، با خشم‌ و عصبانيت‌ تمام‌ در خانه‌ را به‌ هم‌مي‌كوبيد و از آن‌ خارج‌ مي‌شويد.
همسرتان‌ را تهديد مي‌كنيد كه‌ اگر يك‌ مرتبه‌ ديگر، ظرفها را كثيف‌ و به‌ هم‌ ريخته‌، به‌ آن‌ شكل‌،داخل‌ كاسه‌ ظرفشويي‌ رها كند، ديگر هرگز برايش‌ غذا درست‌ نخواهيد كرد.
به‌ سرعت‌ همه‌ ظرفهاي‌ كثيف‌ را داخل‌ ماشين‌ ظرفشويي‌ يا كاسه‌ ظرفشويي‌ قرار مي‌دهيد تا آن‌ به‌هم‌ ريختگي‌ از جلوي‌ چشمانتان‌ دور شود و بيشتر از آن‌ حرص‌ نخوريد.

2. دلتان‌ مي‌خواهد كه‌ همسرتان‌، محبت‌ بيشتري‌ به‌ شما بكند. به‌ اين‌ منظور و براي‌ دستيابي‌ به‌خواسته‌ قلبي‌تان‌، چه‌ مي‌كنيد؟
خواسته‌ قلبي‌تان‌ را به‌ او مي‌گوييد و چند نمونه‌ برايش‌ مثال‌ مي‌آوريد تا دريابد كه‌ چه‌ بايد بكندتا نياز عاطفي‌ شما برآورده‌ گردد.
به‌ مسخره‌ به‌ او مي‌گوييد: «تو همان‌ قدر با احساس‌ و رمانتيك‌ هستي‌ كه‌ يك‌ عروسك‌ خيمه‌ شب‌بازي‌، از خودش‌ احساس‌، عاطفه‌ و محبت‌ نشان‌ مي‌دهد.» و به‌ اين‌ ترتيب‌، مدام‌ او را دست‌ مي‌اندازيد ومتلك‌ بارانش‌ مي‌ كنيد.
او را متهم‌ مي‌كنيد كه‌ ديگر مثل‌ سابق‌، دوستتان‌ ندارد، چرا كه‌ اگر، مثل‌ قبل‌ به‌ شما علاقه‌مند بود،به‌ شما بيشتر محبت‌ مي‌كرد.
هيچ‌ اقدامي‌ از خودتان‌ صورت‌ نمي‌دهيد، چرا كه‌ بر اين‌ باوريد كه‌ شما قادر به‌ عوض‌ كردن‌ اونيستيد.

3. معمولا، مايليد در حين‌ بحث‌ و مشاجرات‌ و بروز اختلاف‌ نظر بين‌ شما و همسرتان‌، از چه‌راهكاري‌ استفاده‌ به‌ عمل‌ آوريد؟
داد و بيداد، نعره‌ كشيدن‌ و جيغ‌ زدن‌. مگر براي‌ جلب‌ توجه‌ همسرتان‌ و به‌ كرسي‌ نشاندن‌حرفهايتان‌، راه‌ ديگري‌ هم‌ وجود دارد؟
اغلب‌، ترجيح‌ مي‌دهيد كه‌ سكوت‌ اختيار كنيد و چند روزي‌ با همسرتان‌ يك‌ كلمه‌ هم‌ حرف‌نزنيد و به‌ اصطلاح‌ با او قهر مي‌كنيد. به‌ اين‌ ترتيب‌، اوضاع‌ آرام‌ مي‌شود و معمولا، همسرتان‌ از شماعذرخواهي‌ مي‌كند.
صرفا براي‌ فرو نشاندن‌ خشم‌ و عصبانيت‌ خود و همسرتان‌، ترجيح‌ مي‌دهيد كه‌ از او عذرخواهي‌كنيد، حتي‌ اگر اطمينان‌ داشته‌ باشيد كه‌ خودش‌ مقصر است‌. چرا كه‌ در كل‌، از به‌ سر بردن‌ در جوي‌متشنج‌ و ناآرام‌، بيزاريد.
تا جايي‌ كه‌ مي‌توانيد، حرف‌ مي‌زنيد و حرف‌ مي‌زنيد تا شايد همسرتان‌ را متوجه‌ نقطه‌ نظرحقيقي‌تان‌ بكنيد.

4. درخلال‌ يك‌ بحث‌ و مشاجره‌ با همسرتان‌، معمولا، چند مرتبه‌، صدايتان‌ را بلند مي‌كنيد؟
تقريبا هرگز، چون‌ به‌ خوبي‌ مي‌دانيد كه‌ همسرتان‌ از اين‌ عمل‌ شما، خيلي‌ بدش‌ مي‌آيد.
به‌ ندرت‌، شما ترجيح‌ مي‌دهيد كه‌ به‌ جاي‌ داد و بيداد كردن‌ بر سر يكديگر، به‌ واسطه‌ صحبت‌معمولي‌ و تبادل‌ نظر، مشكل‌تان‌ را برطرف‌ نماييد.
به‌ كرات‌، چرا كه‌ در حين‌ دعوا با همسرتان‌، كاملا از كوره‌ در مي‌رويد و چاره‌اي‌ به‌ جز داد و فريادبه‌ راه‌ انداختن‌ نداريد. به‌ اين‌ ترتيب‌، كمي‌ از خشم‌ و عصبانيت‌تان‌ از وجودتان‌ تخليه‌ مي‌شود.
هر زمان‌ كه‌ لازم‌ باشد، داد و فرياد به‌ راه‌ مي‌اندازيد و صدايتان‌ را بالا مي‌بريد. چرا كه‌، گاهي‌اوقات‌، براي‌ به‌ كرسي‌ نشاندن‌ حرفهايتان‌، فقط اين‌ شيوه‌ كارساز و مؤثر است‌.

5. فرزندانتان‌، همه‌ لباسها يا اسباب‌ بازي‌ها يا كتاب‌ هايشان‌ را در سر تا سر خانه‌ پخش‌ و پلا كرده‌اندو همسرتان‌ هم‌ بدون‌ اين‌ كه‌ آنها را وادار به‌ جمع‌ آوري‌ آنها كند، اجازه‌ داده‌ كه‌ براي‌ بازي‌ از منزل‌ خارج‌شوند. وقتي‌ شما با آن‌ همه‌ به‌ هم‌ ريختگي‌ و بي‌نظمي‌ مواجه‌ مي‌شويد:
از همسرتان‌ مي‌پرسيد كه‌ آيا مي‌داند وقتي‌ در نظم‌ و ترتيب‌ دادن‌ به‌ بچه‌ها، با شكست‌ مواجه‌مي‌شود، چه‌ احساس‌ بد و وحشتناكي‌ به‌ شما دست‌ مي‌دهد؟
با خشم‌ و عصبانيت‌ تمام‌، از همسرتان‌ مي‌پرسيد: «امروز، چشم‌هاي‌ تو درست‌ كار نمي‌كنند؟ آياتو اين‌ همه‌ به‌ هم‌ ريختگي‌ و بي‌ نظمي‌ را نديدي‌؟»
همسرتان‌ را وادار مي‌كنيد كه‌ همه‌ جا را تميز و مرتب‌ كند، تا به‌ اين‌ ترتيب‌، دفعه‌ ديگر، بچه‌ها رامجبور به‌ مرتب‌ كردن‌ وسايلشان‌ بكند.
خودتان‌ به‌ مرتب‌ كردن‌ وسايل‌ بچه‌ها مي‌پردازيد، چرا كه‌ معلوم‌ است‌ كه‌ فرد ديگري‌ به‌ غير ازشما، دست‌ به‌ چنين‌ كاري‌ نمي‌زند و اگر شما هم‌ دست‌ روي‌ دست‌ بگذاريد، طولي‌ نمي‌كشد كه‌ منزلتان‌تبديل‌ به‌ يك‌ زباله‌ داني‌ مي‌شود!

6. در يك‌ مهماني‌، ناگهان‌، متوجه‌ مي‌شويد كه‌ همسرتان‌ توجه‌ زيادي‌ نسبت‌ به‌ دوستش‌ نشان‌مي‌دهد. شما:
مستقيم‌ و بلافاصله‌ همسرتان‌ مي‌رويد و به‌ او مي‌گوييد: شايد ترجيح‌ مي‌دهي‌ كه‌ در اين‌مهماني‌، پيش‌ او بنشيني‌، نه‌ من‌!»
بدون‌ اين‌ كه‌ واكنشي‌ از خود نشان‌ بدهيد، مشغول‌ صحبت‌ و گپ‌ زدن‌ با دوستان‌ مي‌شويد واطمينان‌ حاصل‌ مي‌كنيد كه‌ همسرتان‌ متوجه‌ شده‌ كه‌ حواس‌ شما به‌ او است‌.
بدون‌ دلخوري‌ و ناراحتي‌، سر خودتان‌ را با جذابيت‌هاي‌ مهماني‌ گرم‌ مي‌كنيد. هيچ‌ دليلي‌ نداردكه‌ مثل‌ يك‌ احمق‌، تمام‌ مدت‌، حركات‌ همسرتان‌ را زير نظر بگيريد و مراقب‌ او باشيد.
آنقدر صبر مي‌كنيد و دندان‌ روي‌ جگر مي‌گذاريد تا مهماني‌ تمام‌ شود و سوار اتومبيل‌تان‌ شويد.آن‌ وقت‌، به‌ او مي‌گوييد كه‌ وقتي‌ آنقدر با گپ‌ زد و اصلا حواسش‌ به‌ شما نبود، چه‌ احساس‌ وحشتناكي‌به‌ شما دست‌ داد و چقدر زجر كشيديد.

7. همسرتان‌ فراموش‌ مي‌كند كه‌ به‌ شما اطلاع‌ دهد كه‌ در تعطيلات‌ آخر هفته‌، مجبور است‌ به‌ سركارش‌ برود.اگر او از اول‌ هفته‌ به‌ شما اطلاع‌ داده‌ بود و مي‌دانستيد كه‌ دست‌ تنها هستيد و مجبوريد به‌ تنهايي‌،كارهاي‌ فرزندتان‌ را انجام‌ دهيد، برنامه‌ زماني‌ آنها را طوري‌ تنظيم‌ مي‌كرديد كه‌ در روزهاي‌ آخر هفته‌،كارتان‌ راحت‌تر شود. از اين‌ بابت‌، به‌ شدت‌ عصباني‌ و خشمگين‌ هستيد. چه‌ مي‌كنيد؟
رك‌ و راست‌ به‌ همسرتان‌ مي‌گوييد: «رفيق‌، اين‌ هفته‌ من‌ جور تو را مي‌كشم‌. پس‌، تو به‌ من‌بدهكار مي‌شوي‌ و بايستي‌ تعطيلات‌ آخر هفته‌ آينده‌، تو كارهاي‌ بچه‌ها را انجام‌ دهي‌ و من‌ از خانه‌ بيرون‌بروم‌!»
به‌ خودتان‌ يادآور مي‌شويد كه‌ تقصير همسرتان‌ نيست‌ كه‌ مجبور شده‌، در تعطيلات‌ آخر هفته‌، به‌سر كارش‌ برود.
قبل‌ از آن‌ كه‌، همسرتان‌ به‌ قصد رفتن‌ به‌ محل‌ كارش‌، از منزل‌ خارج‌ شود، اطمينان‌ حاصل‌ مي‌كنيدكه‌ درك‌ كرده‌ كه‌ به‌ چه‌ علتي‌، شما ناراحت‌ و پكر هستيد. به‌ اين‌ شكل‌، اگر بخت‌ و اقبال‌ همراهي‌تان‌ كند،دفعه‌ بعد كه‌ چنين‌ الزاماتي‌ براي‌ همسرتان‌ به‌ وجود بيايد، او فراموش‌ نمي‌كند كه‌ از قبل‌، شما را درجريان‌ قرار دهد.
با دلخوري‌ و عصبانيت‌ شديد، به‌ او مي‌گوييد: «تو خيلي‌ خودخواهي‌! اصلا، تو هيچ‌ وقت‌ به‌ فكركسي‌ ديگري‌ به‌ غير از خودت‌ هم‌ هستي‌؟»

8. درخلال‌ بحث‌ و مشاجرات‌ با همسرتان‌، اغلب‌:
حرفي‌ مي‌زنيد كه‌ بعدا باعث‌ ندامت‌ و پشيماني‌تان‌ مي‌شود.
به‌ بازگويي‌ و تكرار مكررات‌ در مورد اختلاف‌ نظرهاي‌ هميشگي‌تان‌ متوسل‌ مي‌شويد.
در زمينه‌ به‌ كرسي‌ نشاندن‌ حرفي‌ كه‌ هميشه‌ قصد ابراز آن‌ را داريد، دوباره‌ با شكست‌ مواجه‌مي‌شويد.
از همسرتان‌ درخواست‌ مي‌كنيد كه‌ انديشه‌ها و احساساتش‌ را به‌ آرامي‌ به‌ زبان‌ آورد و بعد خودتان‌هم‌ همين‌ كار را مي‌كنيد.

9. همسرتان‌، شما را به‌ انجام‌ كاري‌ متهم‌ مي‌كند كه‌ باعث‌ ناراحتي‌اش‌ مي‌شود، ولي‌، شما به‌ خيال‌خودتان‌، مرتكب‌ كار غلطي‌ نشده‌ايد. چه‌ مي‌كنيد؟
از فرصت‌ به‌ دست‌ آمده‌ در جهت‌ مطرح‌ كردن‌ موضوعي‌ استفاده‌ به‌ عمل‌ مي‌آوريد كه‌همسرتان‌ با انجامش‌ باعث‌ ناراحتي‌ و دلخوري‌ شما شده‌ بود.
ب‌ - به‌ هر حال‌ از او عذرخواهي‌ مي‌كنيد، چرا كه‌، شايد حق‌ با او باشد كه‌ معتقد است‌ شما مرتكب‌كار خطايي‌ شده‌ايد.
از آنجايي‌ كه‌، مايليد بدانيد كه‌ خطايتان‌ چه‌ بوده‌، از همسرتان‌ درخواست‌ مي‌كنيد كه‌ برايتان‌توضيح‌ دهد كه‌ به‌ چه‌ علتي‌، معتقد است‌ كه‌ شما مرتكب‌ كار غلطي‌ شده‌ايد. به‌ اين‌ ترتيب‌، مي‌توانيدسعي‌ كنيد كه‌ ديگر مرتكب‌ آن‌ عمل‌ غلط نشويد.
جمله‌اي‌ به‌ اين‌ شكل‌ را تحويلش‌ مي‌دهيد: «البته‌ كه‌ من‌ اشتباه‌ كردم‌، اصلا، من‌ هميشه‌ خطاكارهستم‌، اين‌ طور نيست‌؟» و بعد با خشم‌ و عصبانيت‌ شديد، غرغركنان‌ از اتاق‌ خارج‌ مي‌شويد. شماهميشه‌ از اين‌ مسئله‌ دلخور و بيزاريد كه‌ همسرتان‌، گناه‌ هر چيزي‌ را به‌ گردن‌ شما مي‌اندازد و شما رامقصر قلمداد مي‌كند.

 



 


کليه حقوق متعلق به مجله راه زندگی است.
نقل مطالب به هر شکل تنها با ذکر نام فارسی و نشانی سايت مجاز می باشد.
© 1381-1382 All rights reserved
 Rahezendegi.com