New Page 1


      
مي‎نويسد: «مشغول نگاه كردن به تابلوي زندگي است و به نقاش آن مي‎انديشد.» سر به سرش‎ مي‎گذارم‎. مي‎نويسد: «مي‎خندد و در دلش مي‎گويد جايي هست كه تو نمي‎تواني وارد آن حريم شوي‎. حتي تو كه فرشته‎اي‎!» نگاهم مي‎كند و منتظر است بقيه‎اش را بنويسد. دنبالم مي‎گردد. اما پيدايم نمي‎كند چون وارد حريم دل شده‎ام‎.
    اين ...ادامه


مطالب برگزيده آرشيو راه زندگي